تبليغاتX
قاب شیشه ای - کیه اون غریبه..

 

کیه اون غریبه که همیشه با توئه

واسه من غریبه اما یه جور آشنای توئه

وقتی با هم می شمریم

ما دو تائیم من و تو

اما اون دور دورا دور از خونه مون

یه غریبه با توئه

یه شبح یا یه سایه ی سیاهه

نمی دونم نمی دونم یه زنه یا که یه مرده

اما... آه...

 می دونم خوب می دونم یکیه میونمون

یکی دور از خودمون

میاد اونجا با تو و میونمون

که بخشکونه نگامون

تا بسوزونه دلامون

وقتي كه تو نيستي..

وقتی که تو نیستی

آینه می ماند و خانه ی بی خورشید

و یک دل بی قرار و بارانی

قلم دلتنگی را بر می دارم

ناله را به رنگ بنفش تند

بر صفحه دلم می کشم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 2 PM  توسط آزیتـا |