![]() |
![]() |
|
|
کیه اون غریبه که همیشه با توئه واسه من غریبه اما یه جور آشنای توئه وقتی با هم می شمریم ما دو تائیم من و تو اما اون دور دورا دور از خونه مون یه غریبه با توئه یه شبح یا یه سایه ی سیاهه نمی دونم نمی دونم یه زنه یا که یه مرده اما... آه... می دونم خوب می دونم یکیه میونمون یکی دور از خودمون میاد اونجا با تو و میونمون که بخشکونه نگامون تا بسوزونه دلامون
وقتی که تو نیستی آینه می ماند و خانه ی بی خورشید و یک دل بی قرار و بارانی قلم دلتنگی را بر می دارم ناله را به رنگ بنفش تند بر صفحه دلم می کشم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 2 PM توسط آزیتـا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طاقت بیار , میشه شنید , خندیدن دلخواه رو
تو زنده می مونی رفیق , طاقت بیار این راه رو طوفانو پشت سر بذار , اون سمت ما آبادیه این زمزمه تو گوشمه , فردا پر از آزادیه. |
|
RSS
|