تبليغاتX
قاب شیشه ای - ماورای ابرها...

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم

 

تا زماني که مرا به ياد آوري هرگز چندان زتو دور نخواهم بود


مرا با صداي بلند بخوان من مي توانم صداي تو را از ماوراي ابرها بشنوم...

 


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12 PM  توسط آزیتـا |