![]() |
![]() |
|
|
من اومدم...
گمان کردم تو از همان جاده ای آمدی که روزی زندگی ام را در گرد و غبارش گم کرده بودم افسوس... نشانیهای تو از در باغ سبزی بود که من هرگز ندیدم ./ مهرنوش محتشمی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 9 PM توسط آزیتـا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طاقت بیار , میشه شنید , خندیدن دلخواه رو
تو زنده می مونی رفیق , طاقت بیار این راه رو طوفانو پشت سر بذار , اون سمت ما آبادیه این زمزمه تو گوشمه , فردا پر از آزادیه. |
|
RSS
|