![]() |
![]() |
|
|
با قدمهای آرام خستگی بر سنگفرشی لخت راه میرفتم هوای سرد تن عریان را نوازش میکرد در میانه راه سیب گندیده ای را بو کردم در گردابی خشک عکس گندم زار را تماشا کردم شب شده بود در آن کویر خشک پیکر خسته ام را به فردای خاک سپردم و در آغوش خاک خواب سبزی دیدم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 5 PM توسط آزیتـا |
|
|
در چهارمین روز از ایام الله دهه فجر نخستین موشك ساخت ایران با توانایی حمل ماهواره با موفقیت آزمایش شد.
به گزارش شبكه خبر قرار است این موشك كه اكنون كاوشگر یك را به فضا پرتاب كرده است، شش ماه دیگر نیز ماهواره امید ساخت ایران رادرمدار زمین قراردهد.
با پرتاب این موشك جمهوری اسلامی ایران یازدهمین كشوری است كه توانمندی ارسال ماهواره به فضا را بدست آورده است. اما خبرگزاری های جهان، بلافاصله این افتخار دانشمندان جوان ایرانی را ، به سراسر جهان مخابره كردند. آسوشیتد پرس اعلام كرد ، ایران نخستین راكت تحقیقاتی فضایی خود را به فضا پرتاب كرد. خبرگزاری های فرانسه، شینهوا و خبرگزاری آلمان نیز اعلام كردند، ایران با برتاب نخستین راكت تحقیقاتی خود به فضا، مركز تحقیقات فضاییش را افتتاح كرد.
سلام .. این خبر منو خیلی خوشحال کرد هر کار کردم نتونستم آپ نکنم. ولی امان از این پهنای باند کم و سرعت مزخرف اینترنت اونم توی ساعاتی که خدا نکنه یه خبر مهمی به گوش این خلایق برسه... این جور موقع ها حسابی حال آدم و می گیره.. این اعصاب منه:
خوب به همه تون و خودم تبریک می گم این موفقیت رو..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 2 PM توسط آزیتـا |
|
|
سلام به دوستای خوبم .. من بازم اومدم. چون اصلا خودمم حوصله ندارم آپ طوماری بکنم! آره.. بوی گند امتحان آید همی انگار یه کوه خستگی رو گذاشتن رو شونه هام.. هیچوقت اینهمه خسته نبودم .. خوب دیگه بسه این دفعه براتون یه مطلب روانشناسی در مورد رنگ ها گذاشتم انشاءالله خوشتون بیاد برید به سلامت مواظب خودتون باشید سرما نخورید روزگار زمستونی تونم گرم.
نقش رنگها در زندگی
سبز ليمويی: سبز: سبز كله اردكی: آبی: نيلی: بنفش تيره: اين رنگ اشتياق و خوشبينی شما را افزايش می دهد. استفاده از اين رنگ به شما الهام می کند بايد کاری جديد را آغاز کنيد. بنفش:
نارنجی پررنگ: نارنجی: طلايی: زرد: سياه: قهوه اي: سفيد: آخ آخ مثل اینکه دوباره یه نمه طوماری شد به بزرگواری خودتون ببخشید
کوتاه
قدم هایم چه کوتاه شده اند و غم هایم چه بلند! دیگر وقتی که می دوم دستم به شانه های صبورت نمی رسد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 8 PM توسط آزیتـا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طاقت بیار , میشه شنید , خندیدن دلخواه رو
تو زنده می مونی رفیق , طاقت بیار این راه رو طوفانو پشت سر بذار , اون سمت ما آبادیه این زمزمه تو گوشمه , فردا پر از آزادیه. |
|
RSS
|